نوروز 96

قرار به وقت نوروز

*******************

 

 

 

<دریافت>


 


*)روز مادر خیلی خیلی مبارک باشه. سایشون مستداااااام
**)اصن هر وقت صدای خودمو میشنوم مور مورم میشه !! هیییع
***) خیلی هم این قضیه پست صوتی و اینا کار سختی بود! قطعا اگه قول نداده بودم و اسمم تو لیست نبود بیخیالش میشدم! #تجربه_ی_سخت

 
۳ نظر ۰ لایک :)

دیروز

     دیروز با استادمون رفتیم داخل آزمایشگاه و به مدت 12 ساعت - با یه استراحت بعنوان ناهار خوردن - بی وقفه مشغول کار بودیم. از آماده کردن ی سری از وسایل گرفته تا آماده کردن دستر کارهای آزمایشگاه. اونم توی روزایی که دیگه تقریبا کسی کلاس نمره ، چه برسه به این کارا . کلی کیف کردیم از اینکه داریم توی یه همچین کاری ، به این صورت که واقعا هیچ انگیزه ی نمره و اینا نداریم کمک میکنیم و استادمون هم واقعا شرایطی رو درست کرده بودن که محیط خیلی صمیمی شده بود. خلاصه که من فهمیدم خیلی از اون آرزوهای دست نبافتنی ای که تو ذهنم دارم قابل دستیابیه ، مثه همین دیروز. ایشالا فضاهای علمی کشور یه خونه تکونی جدی ای داشته باشن، حالا این نوروز هم نشد یه وقت دیگه ...

۰ نظر ۱ لایک :)

نفرت

سخت ترین و دردناک ترین لحظات زندگیم وقتاییه که دو تا چیزو میبینم :

هر کاری میخوایم بکنیم ، به اسم اسلام

هر حرفی میخوایم بزنیم ، به اسم انقلاب


*معلومتان بشود که من یک بچه مثبتم ظاهرا !!

** #آدم_باشیم

۰ نظر ۱ لایک :)

فیلم - فروشنده

فروشنده فروشنده ی فرهادی هم اسکار رو برد.خوشحال شدم !

ولی تبریک نمیگم ! زوره مگه ؟؟ اصن مگه مثلا فیلمای آمریکایی جایزه میبرن ملت هی میگن تبریک به همه آمریکا بابت اسکار؟؟ خوش به حال نویسنده و کارگردان که حرفشون شنیده شد و فیلمشون دیده شد . فروشنده رو ببینید چون دیدنش واقعا لذت بخشه ، تیکه های جالبی داره ، موضوعش خوبه و در کل فیلم با لیاقتی بود .

ولی مثه بعضیای دیگه هم نیستم که بگم خاک تو سرش کنن که سیاه نمایی میکنه ! برادر من سیاه نمایی یعنی چی دقیقا ؟؟ اصلا این فیلما سیاه و زشت ! اصلا جایزه اسکار خر ! شما مرد این بودین که یه فیلم بسازین که مردم خودمون ، توی سینماهای خودمون ببینن و کلی کیف کنن و کف بزنن؟ اگه ساختی ، اگه مردم قبولت کردن که دمت گرم ، اگرم نمیتونی که خواهشا سعی نکن از موفقیت یکی دیگه برا خودت نردبون بسازی دیگه ...

از من بپرسی اینا سیاه نمایی نیست.مثه فیلمایی که تو هالیوود میسازن که موضوعش تجاوزه و قتله و اونا هم سیاه نمایی نیست. شما کارگردان شو ، سفید نمایی بساز ! چمیدونم والا ...

در کل خوشحال شدم وقتی امروز از خواب پاشدم و مو به تنم سیخ شد . برای آقای فرهادی هم خوشحالم و مبارکشون باشه ایشالا.

فروشنده رو ببینید. با هر قضاوتی هم که از قبل دربارش دارین

۰ نظر ۰ لایک :)

خط قرمز تند

کلا آدم معمولی طوری هستم . جوری نیست که مثلا بگم فلام عادتو دارم و فلان کارا رو همیشه میکنم و ...
ولی ؛
خیییلی ناراحت میشم وقتی کسی درباره پدر و مادرش بد صحبت میکنه . بدون استثنا هم بهش میگم نگو اینا رو
مورد آخر :
تا اونجایی که فهمیدم خیلی خوب گوش میدم انگار. داستان عاشقانه نصف دوستامو شیدم.دعواهای تو خونشون.بد بختیاشون و غیره.اون روز دیدم دوستم پکره و کلی ناراحت . بهش گفتم آقا معلومه تو فکریا.چی شده ، بگو خودتو خالی کن. بعد یه ده دیقه ای گفت که آررهه ، تو خونه بابام و مامانم گیر دادن بهم سر یه موضوعی و الکی دعوا کردم با جفتشون قبل اومدن دانشگاه.(از حق نگذریم واقعا هم چیز بیخود و الکی ای بود )
من بهش گفتم این قضیه یه نکته مثبت داره و اونم اینه که بعد از اینکه دعوا کردی باهاشون ناراحتی ! ینی از این شرایط راضی نیستی و پشیمونی!گفتم این نشونه ی خوبیه و از این حرفا
همچنین دلداریش دارم که درست میشه و از این مسائل همه جا پیش میاد و ما جوونا همه همینجوری بی اعصابیم و خانواده هم درک میکنن
ولی وقتی گفت نه ، این بابای من ...عه دیگه طرفشو نگرفتم !

خودم خیلی اوقات بد اخلاقی و بی ادبی میکنما ... ولی پدر و مادرم برای مندوتا امامزاده ان که هر جایی برم بهشون افتخار میکنم
همین

۰ نظر ۰ لایک :)

فیلم - لانتوری

      تازه دیدمش . بخاطر اینکه دوست دارم وقتی یه فیلمی رو میبینم به صفحه نزدیک باشم . لیوان آب بغل دشتم باشه و دستم هم روی دکمه های عقب و جلو کردن پخش فیلم . اینا رو تو سینما نمیشه پیدا کرد !

     این فیلم رو دوست داشتم بخاطر اینکه واقعا هیچ حرفی رو نمیخواست تلقین کنه . یعنی اگه از من بپرسی فقط داشت روایت میکرد یه داستان رو و اصلا توش دخالت نمیکرد. حرفش جای دیگه بود و خیلی هم جالب بود که از نگاه های متفاوتی داستان رو تعریف میکرد. این فیلم قطعا یکی از اون فیلمایی بود که ازرش دیدن داشت ، اما اینقدر خشن بود که وقتی خواهرم برای یه کاری میومد توی اتاق پخشش رو متوقف میکردم ! این هم یعنی همون نشون دادن همه چیز بدون دخل و تصرف توی خود واقعیت!!

     یه نوع جدید فیلمی که تابحال دیده بودم . قبل از اینکه ببینمش خیلی برام جذابیت نداشت ولی الان بنظرم یه فیلم خوب بود ، همین!


* بنظرم خوب میشه گه از این به بعد فیلمایی که دوستشون داشتم رو اینجا بذار م ، در همین حد !

۱ نظر ۱ لایک :)

لنگ ظهر

مهم نیست که تا ساعت 12 ظهر میگیری میخوابی
مهم اینه که تو اون زمانی که بیداری چه کارایی میکنی

*یکی از توجیهات من برای خیلی خوابیدنم
۳ نظر ۳ لایک :)

گیج میشم

وقتی رابطه ی وبلاگی صمیمی ای که توی بیان بین بعضی وبلاگا هست رو میبینم خیلی برام جالبه .
اصلا همدیگرو نمیشناسن و ندیدن هم رو حتی . ولی خیلی رابطه ی نزدیکی داره انگار. معمولا هم وبلاگایی هستن که تند تند آپدیت میشن و هی پست میذارن. خیلی اوقاتم پستاشون خوبه و خوندنی. اصلا یه وضع عجیبیه !
منم خیلی گیج میشم وقتی این همه چیز میبینم و نمیتونم هضمشون کنم.ولی در کل شرایطشون جالبه این وبلاگ نویسا !!
گاهی اوقات میخوام جاشون باشم ، گاهی اوقات نه .
۱ نظر ۰ لایک :)

فراموشی

امروز رفته بودیم قبرستون .

همه چی عادی ، بالا سر یه سری سنگ می ایستادم و یه فاتحه و سه تا توحید.خدا بیامرزه ان شا الله ! نه اینکه منظور بدی داشته باشم از اینکه میگم سنگ هاا ، کلی گفتم !

تا وقتی هستن و زنده ان خیلی به چشم نمیان ، ولی عزیزن. وقتی که میرن کم کم از یادمون هم میرن .اصن گاهی اوقات یادم میره که مثلا مادر بزرگم فوت شده !

گاهی اوقات آخر شب تو رخت خواب بغض گلومو میگیره و میزنم زیر گزیه ! یه دفه ای یادم میاد که عه ! دیگه قرار نیست فلانی رو ببینما ... دیگه نمیتونم بغلش کنما ! دیگه خنده هاش و صداشو یادم نمیادا ! هی فکر میکنم و یادم نمیاد ! صداش یادم نیست ، گرمای دستش ، دلداری دادناش ، شوخی کردناش ... میزنم زیر گریه؛ بی صدا ، کسی هم که نیست ببینه و چراغا هم که خاموشه.

خاک سرده ، آدما هم فراموشکار
خدا آخر و عاقبت ما رو بخیر کنه

۱ نظر ۱ لایک :)

فضولی

هیچ وقت پیش نمیاد که برم به کسی امر و نهی کنم یا بدون اینکه خودش بخواد درباره مسائل زندگیش هی نظر بدم و قضاوت بکنم .

ولی نمیدونم چجوریه که هفته ای نیست که به من بگذره و یکی تو کارام فضولی نکنه و هی دخالت بیجا نکنه !

بابا ؛ اگه من چیزی نمیگم و طبق عرف جامعه از الفاظ به شما مربوط نیست ، به شما ارتباط نداره و امثالهم استفاده نمیکنم ، لا اقل شما خودتون متوجه بشین دیگه !! این دخالت های بیجا توی هر مسئله ای یعنی ، تو نفهمی و فقط ما میفهمیم !

به امید روزی که یا دیگه پیش نیاد ، یا من کور شم و دیگه نبینم این شرایطو

۱ نظر ۱ لایک :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان